اماءالرّحمن (#1348)

اِلهَا مَعبُودا مَلِكا مَلِك اَلمُلُوكا
از تو مي‌طلبم تأييد فرمائی و توفيق عطا كنی تا به آنچه سزاوارِ ايّام تو است عمل نمايم و قابلِ جود و كرمِ تو است مشغول گردم. ای كريم غافلان را به‌بحرِ آگاهی راه نما و كنيزانت را به‌انوارِ اسمت مُنَوّر فرما و به‌اعمالِ طيّبه طاهره و اخلاق مرضيّه مؤيّد دار. لَكَ الحَمدُ واَلثَّناءُ وَلَكَ الفَضلُ وَالعَطاءُ. اين نَملۀ فانيه را به‌سُرادقِ عِرفانت راه نمودی و در ظلّ خِباء مَجدَت مأوی دادی. توئی بخشنده و توانا و دانا و بينا.

-Bahá'u'lláh
-----------------------

اماءالرّحمن (#1349)

اِلهَا مَعبُودا مَقصُودا
فقيری از فُقَراء قصدِ بحرِ عطا نموده و جاهلی از جُهلاء به تجلّياتِ آفتابِ علمت توجّه كرده. سؤال مي‌كنم تو را به دِمائی كه در راهِ تو در ايران ريخته شد و به نفوسی كه سَطوتِ ظالمين و ظلمِ مشركين ايشان‌را از توجّه به تو منع ننمود و از تقَرّب باز نداشت، اينكه كنيزِ خود را از نُعاقِ ناعقين و شُبهاتِ مُريبين حفظ فرمائی و در ظِلّ قِبابِ اسم كريمت مأوی دهی. توئی قادر بر كُلّ و مُهيمِن بر كلّ. اَشهَدُ وَ تَشهَدُ الأشياءُ كُلّها بِاَنَّكَ اَنتَ المُقتَدِرُالقَديرُ.

-Bahá'u'lláh
-----------------------

اماءالرّحمن (#1350)

بِسْمه المُهيمن القَيُّوم
"ای كنيزِ من، به‌اين بيان كه از مَشرِقِ فَمِ رحمن اشراق نموده ناطق باش"
ای پروردگارِ من و يكتا خداوندِ بي‌مانندِ من، شهادت مي‌دهم به يكتائی تو و به‌اينكه از برای تو وزير و معينی نبوده و نيست. لَم يَزَل يكتا بوده‌ای و لا يَزال خواهی بود. ای خدایِ من و محبوبِ جانِ من، امروز روزي‌است كه فُراتِ رحمت جاری و آفتابِ كَرَم مُشرِق و سماءِ عنايت مُرتَفَع است. قسم مي‌دهم تو را به‌اسمِ سَتّارت كه آنچه به‌غيرِ رضایِ تو عمل شده سَتر فرمائی و به‌اسم غفورت از ما درگذری و به‌خِلَعِ غُفران، عباد و اماء خود را مُزيّن داری. ای محبوب من و مقصود من، مشاهده مي‌نمائی كنيز خود را كه به‌تو توجّه نموده و به‌ نارِ مَحبّتت مُشتَعل گَشته و به بی‌نيازی تو تمسّك جُسته و دست‌های رَجا را به‌شطرِ تو بلند نمـوده. عطا فـرما آنچه را كـه سزاوارِ تـو است. ای پروردگار من، در اين روزِ مبارك كنيزان خود را مَحروم مفرما و از قلمِ اعلی اَجرِ لِقا از برای كُلّ ثبت نما. توئی مقتدر و توانا و توئی بينا و دانا.

-Bahá'u'lláh
-----------------------

اماءالرّحمن (#1351)

*(بگو ای الهِ من و محبوبِ من و سيّدِ من و سَنَدِ من و مقصودِ من)

شهادت مي‌دهد جان و روان و لسان به‌اينكه واحد بوده‌ای و شبه و مثل برای تو نبوده و نخواهد بود. جميع السُن از وصفت عاجز و جميعِ قلوب از عِرفانت قاصر بوده و خواهد بود. ای پروردگار من، عجز و فقر و فنای كنيزِ خود را مشاهده مي‌نمائی. اين سائلی است ارادۀ بابِ تو نموده و فقيری است قصدِ دريای غَنای تو كرده. سؤال مي‌نمايم تو را به‌دريای بخشش تو و آفتابِ عنايت و سماءِ فضلِ تـو كـه مقدّر فـرمائی از قلمِ اعلـی از بـرای ايـن اَمۀ خـود آنچه سزاوار بـزرگی تو است.

-Bahá'u'lláh
-----------------------

اماءالرّحمن (#1404)

هواللّه
ای خداوند، این کنیزِ مُستمَند را در مَلَکوتِ خویش قبول نما و به فیضِ ابدی محظوظ فرما، جامِ عشق بنوشان و نورِ عِرفان بخش، در چشمۀ ایّوب غوطه ده و از مِحَن و آلامِ اخلاقِ بشری شفا بخش، پرتوی از صفات خویش مبذول فرما، آسمانی کن ربّانی نما، روح‌القدس بِدَم، به روح وحدت عالم انسانی زنده نما، لسانِ ناطق ده، قلبِ فارغ بخش، حُجَج و بُرهان اِلهام کن و سبب هدایت نفوس فرما. توئی مقتدر و توانا و توئی کریم و رحیم و دانا.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1405)

هُواللّه
پروردگارا، عنايت فرما، هدايت بخش، پرورش ده، نشو و نما عطا کن، بِنتِ مَلَکوت نما، فيضِ لاهوت بخش، روحانی کن، نورانی نما، رحمانی کن، آسمانی فرما تا از عالمِ طبيعت رها يابم و از جهانِ ماوراءِ‌طبيعت خبر گيرم، زنده شوم خُلق و خویِ رحمانی جويم، نَشرِتعاليم الهی نمايم، فيضِ اَبَدی طلبم و موهبتِ الهی خواهم. توئی دهنده و بخشنده و مهربان.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1406)

هُواللّه
ای خداوندِ مهربان، هر چند وجودِ نابودم ولی اميد به فضل و جودِ تو دارم و هر چند از قابليّتِ و استعداد محرومم ولی رجا به فضل و عنايتِ تو دارم، گمراه بودم هدايت فرمودی، نابينا بودم بينا کردی، مَحروم بودم مَحرَمِ راز فرمودی، مُرده بودم به نفحاتِ گلشنِ قُدس زنده فرمودی. حال ای پروردگار، استقامت بخش، ثبوت عنايت فرما تا در مَحبَّتِ مَطلعِ احديّتت ثابت مانم و از انوارِ شمسِ حقيقت مُقتبِس گردم، به ذکر و ثنايت ناطق شوم و به عِبادتِ جَمالِ رحمانيّتت مشغول گردم، غيرِ تو را فراموش کنم و از ذکرِ ماسوی خاموش شوم و از جامِ مَحبّتت سر مست و مَدهوش گردم و به خدمت امرت پردازم و به اَبدَعِ نَغَمات در محافلِ اماءِ رحمن لسان به ذکرت بگشايم و محفل بيارايم. توئی مقتدر و توانا و توئی مؤيّد و موفّق و بينا يا رَبِّيَ الأَعلی.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1407)

هواللّه
ای پروردگار، این کنیزان را در مَلَکوتِ عزّتت عزیز نما و این اِماء را در آستانِ مقدّست مقبول فرما، قلوبشان را منوّر کن و روحشان را مُطهّر فرما، مشامشان را مُعطّر کن تا سزاوارِ آستانِ احدیّت گردند و به عبادت و خدمت و تضرّع و عجز و نیاز پردازند، به ذکرِ تو زنده گردند و به مَحبّتِ تو حیاتِ جاودانی یابند. اَنتَ الکریم و انتَ الرّحیم و انتَ العزیزُ الرّؤوف الربِّ القدیم.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1408)

هُواللّه
ای جليلِ اکبر، اين کنيزِ صغير را دخترِ خوش اختر فرما و در درگاهِ احديّتت عزيز کن از جامِ مَحبّتت لبريز نما تا شور و ولهی انگيزد و مُشک و عَنبَری بيزد توئی مقتدر و توانا و توئی دانا و بينا .

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1409)

هواللّه
پاک یزدانا خداوند مهربانا، شکر تو را که این اِماء را عزیز نمودی و این ناچیزان را تاجِ موهبت بر سر نهادی، دَرِ بخشایش گشودی و رُخ بنمودی و دل‌ها بِرُبودی. ای رَبّ ودود، ستایش نتوانیم و از عهدۀ نیایش بر نیائیم، عاجزیم و ناچیز، قاصریم و بی‌تمیز ولی رویِ تو جوئیم سویِ تو پوئیم ثنایِ تو گوئیم، اسیرِ زنجیرِ محبّتیم و دستگیرِ امیرِ کشورِ موهبت، شکر تو را که شَهد و شِکَر به کام‌ها ریختی و این کنیزان را کامیاب نمودی. الحمد لک و الشّکر لک و الفضل لک و الموهبة منک، انک أنت المقتدر العطوف الرّؤوف.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

اماءالرّحمن (#1410)

هواللّه
ای بی‌نیاز، این کنیزِ ناچیز را در آستانِ مبارکت قبول فرما و این بال و پر شکسته را در هوایِ قدسِ عِنایتت پرواز ده، این فقیر را به کَنزِ غَناء دلالت فرما و این ذلیله را به درگاهِ عزّت هدایت کن.

-`Abdu'l-Bahá
-----------------------

